شعرم براي توست كه جان دارد، شعري براي واژه ي مردم نيست/ باور مكن كه دست زدامانت، بردارم اي ستاره ي پنهانم
اينجا هواي عشق پريشانست،اينجا بهار بي تو نمي آيد/من بي تو سالهاست كه در شعرم، درگير طعنه هاي زمستانم
همپاي غربتي كه دلم را برد، عمريست از حضور تو جا ماندم/عمريست در تلاطم شب بي تو، چون چشم هاي قافيه حيرانم
گفتي كه اتفاق نمي افتد، افتاده ام زچشم تو اما من../از خنده هاي شهر دلم سيرست، از فال هاي هرشب فنجانم
من با تمام خوب و بديهايم، بر پاي تو نوشته شدم آقا/يا صاحب الزمان و زمين، مهدي، دلتنگ خنده هاي تو مي مانم
علی نسیم بهار...ما را در سایت علی نسیم بهار دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 215